تنهاتر از باران...
زمانی شعر می گفتم برای غربت باران...
ولی حالا خودم تنهاترم...تنهاتر از باران...
زمانی شعر می گفتم برای غربت باران...
ولی حالا خودم تنهاترم...تنهاتر از باران...
بغض داري...
آروم نيستي....
دلت براش تنگ شده...
حوصله ي هيچ كسو نداري...
به ياد موقعي بيوفت كه:
اون همه ي بيقراري هاي تورو ديد ولي...
چشم هاشو بست و رفت...!


بدان که باز عروسک کسی نمیشوم که به هوای
بازی با دیگری مرا درکنج اتاق رها
کند برود.
تنهائیم را دیگر با کسی قسمت نمیکنم
که مانند تو روزی تنهایم بگذارد
کـــــــــــم بــاش
از کم بودنت نتــــــــرس
اونی که اگـه کم باشی ولــــــــت میکنه
همونه که اگه زیـــاد باشی حیفو میلت میکنه. . .
هی فلانی...!!!
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم
هر جا که دلت میخواهد برو
فقط ارزو میکنم
وقتی دوباره هوای من به سرت زد
انقدر اسمان دلت بگیرد
که با هزار شب گریه
باز هم ارام نگیری....!!!؟

به کسی نگویید
من روزی در این دنیا بودم.
خدایا
می شود استعـــــفا دهم؟!
کم آورده ام ...!
کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت
نوبت به ما که رسید قلم افتاد…
دیگر هیچ ننوشت!
خط تیره گذاشت و گفت:
تو باش اسیر سرنوشت…
دلــتــنــگــی . . . ؟ حــاضــر √
غــــم …؟ حــاضــر √
درد …؟ حــاضــر √
دوری . . . ؟ حــاضــر √
عــشــق . . . ؟
بلنـــــدتر میخوانـــــــــم ، عشــــــق . . . ؟
باز هـــــــم نیامــــــــده ؟ ! ! !
غیبـــــــــت هایــــــش از حـــــــــد مجاز چنـــدیست کــه گذشتــــــه ،
اخـــــراجش میـــــــکنم…!!!

دلم بد گرفته بد...
خدا کنه...
بارون بزنه...
حتی شده یه قطره....
خدا کنه....

دلــم
بـاران مـــی خواهد ،
بارانـــی آرام امــا طـولانـــی ،
تــا دسـت در دسـت قـــطره هایــش و پـا بـه پـایِ نمناکــی اش ،
تمــام کوچــه بــاغ هـا را بــا پاهایـــی برهنــه قــدم زنــم ،
مــن بـــغض کنــم ،
آســـمان بـــبارد ،
آســـمان بـــغض کنــد ،
مـــن اشــک ریــزم ،
آنـــگاه هــر دو آرام شویــــم .
دلم برای کسی تنگ است که گمان می کردم :
می آید
می ماند
و به تنهائیم پایان می دهد
آمد
رفت
و به زندگی ام پایان داد ...!


هیــچـــوقـت فـکـــر نــمیــکردم بــــه جــــرم عـــــاشـــقــی ایـــنــگــونــه مجــــازات شــــوم
دیــگر کســـی بـــه ســـراغـــم نــخـــواهد آمــــد قـــلـبم شـتـابان مـیــزتـد شــمــارش
معکوس برای انفجار در سینه ام و من تنهایی خود را در آغوش میکشم
تـــــنــــــــهـــــا مــــــــانــــــــده ام